خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهی دلا، فردوس جان، رخسار جانان را ببینور بایدت سرو روان، آن میر خوبان را ببین
۲
ای دل، که هستی بی قرار، از بهر روی آن سوارار جانت می آید به کار، آن شکل جولان را ببین
۳
ای بت پرست هند و چین، کز یاد بت بوسی زمینچندین چه گویی بت چنین، آن یک مسلمان را ببین
۴
گم کرد، جانا، بر درت، هم جان و هم دل چاکرتدر گیسوی غدر آورت، این را بجو، آن را ببیبن
صفحهٔ ۱ از ۳