خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تُرک من بر عزم رفتن تیر در ترکش مکنغمزهٔ خون ریز را بر فتنه لشکرکش مکن
۲
زآن دل سنگین چو کردی تیر پیکان مژهتا مرا جان هست در تن تیر در ترکش مکن
۳
گر نداری زان لب شیرین شکر ورزیدنمخندهٔ دزدیده زآن لبهای شکروش مکن
۴
پای کوبان میرود خنگت بر آتشلاخ نُهگو برای جان ما را لعل در آتش مکن
صفحهٔ ۱ از ۲