خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند کوشی آخر در خون بیگناهان؟آهستهتر زمانی، ای میرِ کجکلاهان
۲
چندان که بینم آن رو، چشمم نمیشود پرچون دیدن گدایان بر خوان پادشاهان
۳
بیتو دو دیده چون نیست از هیچ گریه فارغمن داد خود نیابم هرگز از این گواهان
۴
من چشم باز کردم، خاک در تو دیدمچون کوریام نیاید از سرمهٔ سپاهان؟
صفحهٔ ۱ از ۲