شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۵۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کم زان که جان به کوی تو دانیم سوختنگر جمله وام را نتوانیم توختن
۲
گر تو نظاره آیی و یا پرسش کنیما را کدام چاره به از جامه دوختن؟
۳
در پرده پوشی ام چه کنی کوشش، ای رقیبجهل است چاک دامن دیوانه دوختن
۴
جانا، مده اگر دو جهانت دهند، از آنکیوسف به من یزید نشاید فروختن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth