خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است میکده، ساقی، به روی همنفسانز جام ساقی دوشینه جرعه ای برسان
۲
محقق است که خیاط غیب روز ازلندوخت خلعت رندی به قد بوالهوسان
۳
به کنج میکده بنشین مدام و قانع باشکه خون خویش خوری به که می ز دست کسان
۴
چراغ عیش برافروز از شراب که زودشود ز دست تو رغبت چو روغن بلسان
صفحهٔ ۱ از ۲