خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میسر ار شود از چون تو نخل برخوردنز شاخ عمر توان میوه های تر خوردن
۲
من از لب تو خورم خون، تو از دل و جگرمچه دوستی بود این خون یکدگر خوردن!
۳
چو مفلسان هوسناک با تو چند از دوربه وهم خویش در اندیشه گل شکر خوردن!
۴
گر این گل است، خود انداز خاک در دهنمکه تو به خوردن می، من به خاک در خوردن
صفحهٔ ۱ از ۲