خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرونبا دل از سلسله خم به خم آید بیرون
۲
آخر، ای آه درون مانده، دمی بیرون رومگر از دل قدری دود غم آید بیرون
۳
مژه تست چو پیکان کج اندر جگرمبکشم، لیکن با جان بهم آید بیرون
۴
جان رود، لیک دم مهر و وفایت گرددآخر این روز که از سینه ام آید بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲