خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل گمگشته به بازار خریدن نتوانور دهد لابه، چو تو یار خریدن نتوان
۲
عشوه می ده که خریدار به جانم تا آنکاین متاعی ست که بسیار خریدن نتوان
۳
مردمی کن قدری، چند درشتی و جفا؟گل خرد هر که بود، خار خریدن نتوان
۴
آه دل نیک نباشد، تو جوانی آخرجان من، روز و شب آزار خریدن نتوان
صفحهٔ ۱ از ۲