شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک دگر خلق به سودای دل و جان گفتنمن و سودا و همه شب غم پنهان گفتن
۲
پرسیم بر که شدی عاشق، والله بر تومختصر شد، هنری نیست فراوان گفتن
۳
گفت تلخ از لب شیرین تو زهر است، دگرپرسی از بنده تو آن چشمه حیوان گفتن
۴
خون شود دل که کنم با تو ز زلف تو گلهبر چنان رویی و آنگاه پریشان گفتن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth