شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا همان و دل همان درد من شیدا همانهر کس به سودای گلی، جان مرا سودا همان
۲
در باغ هر کس از گلی مست و من شوریده رادیده به سوی سرو و گل اندر دل شیدا همان
۳
گویند کز بهر چرا چندین خوری غم، چون کنمکآمد خوشی بخش همه، بخش من تنها همان
۴
زاهد، به محرابم مخوان، صوفی، ز تسبیحم مگویماییم گویی ذنبی محراب و درد ما همان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth