خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کنبه عنایتی که دانی گذری به سوی من کن
۲
منم و دلی و دردی ز غمت چو ناتوانانبه زکوة تندرستی نظری به سوی من کن
۳
همه بوی عود نبود که به رغبتش بسوزیدل سوخته ست، قدری نظری به بوی من کن
۴
اگرست رسم خوبان که به مو نهند دلهادل خود بیار و جایش به تن چو موی من کن
صفحهٔ ۱ از ۲