خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم و خیال بازی شب و روز با جانانز خط خوش تو با خود ورقم خیال جوانان
۲
که زید به شهر ازینان که اسیر تو جهانیتو چو خونیان ظالم ز کرشمه تیغ رانان
۳
تو که پیر زهد و تقوی به خرامشی کشی صدچه غمت بود عفاالله ز هلاکت جوانان
۴
سخن فراقت از دل، هوس هلاک من شدچو نفیر و آه و جانم به حضور ناتوانان
صفحهٔ ۱ از ۲