خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه شبگرد من امشب چو مه می گشت و من با اولبی و صد فسون در وی، خطی و صد فتن با او
۲
قبا را بر زده دامن به خونریزی و از مژگانچو قصابی کشیده تیغ و زلف چون رسن با او
۳
ز بیم خلق ازو در می کشیدم پای خود، لیکنمرا برداشته می برد آب چشم من با او
۴
فلک هرگز گذارد ماه را در گرد شب گشتناگر زان طره شبرنگ باشد یک شکن با او؟
صفحهٔ ۱ از ۲