خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دوکه گردد تافته خورشید و ماهت روشن از هر دو
۲
ببندند ار کمر نیشکر و نی پیش بالایتتو بنما قامت خویش و کمرها بشکن از هر دو
۳
ز جان و دل چو یادت می کنم، دارم عجب از ویکه جان و دل ز یک دیگر به رشکند و من از هر دو
۴
کشیدند آن دو لب فتوای خط همچون مسلمانانبلا بنگر که تعلیم تو چون گشت این فن از هر دو
صفحهٔ ۱ از ۳