خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کیست که می آید صد لشکر دل با اودرویش جمالش ما، سلطان دل ما او
۲
بی صبح و شبی خواهم کو را غم خود گیرممن گویم و او خندد، تنها من و تنها او
۳
مستم ز خیال او من با وی و وی با منیارب، چه خیال است این، اینجا من و آنجا او
۴
هجرم که ز چرخ آمد، از آه خودش زین پستا سوخته نگذارم، یا من به جهان یا او
صفحهٔ ۱ از ۲