خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جان من آویزان از بند قبای توبیچاره دلم خون شد در عهد وفای تو
۲
افتاده نخواهم بود، الا به درت زین پسگر خاک شوم باری زیر کف پای تو
۳
گفتی که بدین زاری از بهر که می میریوالله که برای تو، بالله که برای تو
۴
یارب، نفسی باشد کز عشق امان یابمو آسوده بخسپم شب ایمن ز بلای تو
صفحهٔ ۱ از ۲