شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تودر آرزوی مردنم از حسرت دیدار تو
۲
گر شهد بینم در زبان یا آب حیوان در دهانتحقیق می دانم که آن نبود به جز گفتار تو
۳
معذوری ار زلف سیه پوشی به روی همچو مهسیری ندارد هیچگه چون دیده از دیدار تو
۴
گر خود ترا زین چشم تر دشواری آید در نظربیرون کشم دیده ز سر آسان کنم دشوار تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth