شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست گشاده چشم من جز به خیال روی توبسته کس نشد دلم جز به شکنج موی تو
۲
هر سحری چو بیدلان آیم و بر تو بنگرماز پی آنکه شد مرا فال خجسته روی تو
۳
پیش من آ که ساعتی با تو مگر دمی زنمزانکه به لب رسیده شد جانم از آرزوی تو
۴
دیده من ز نیکوان روی تو اختیار کرداز پی چشم زخم تو کم نگرم به سوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth