خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نوچشم من بهر تماشا گلستانی یافت نو
۲
تا لب او در ته هر موی خط جان نمودبنده زان لب در ته هر موی جانی یافت نو
۳
بود ناپیدا دهانش تیز دیدم بوسه جاشدر لب از دندانی نشانی شد دهانی یافت نو
۴
ماه من زلف سیه بر خط سبزت سر نهادطوطی شکر خورت هندوستانی یافت نو
صفحهٔ ۱ از ۲