شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مردم چشم مرا برد آب و گر آیی درومردمی باشد که بنشینی چو بینایی درو
۲
ماه را با چون تویی باری که نسبت می کندنیست چون عیاری و شوخی و رعنایی درو
۳
در رخت گم گشت عقل و گفت، یارب، چون کنموصف زیبایی که حیران است زیبایی درو
۴
عشق استاد است و شاگردش بلای کوی دوستمکتبش بدبختی وتعلیم رسوایی درو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth