خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پر زخم است و شکست زلف گرانبار توزانکه هزاران دل است بسته هر بار تو
۲
خط که بر آن لب کشید از سر کلک قضانقش فنا زد رقم بر لب خونخوار تو
۳
زنده به کویش نماند، وه که چه مردم کش استهمچو طبیبان خام نرگس بیمار تو
۴
فاتحه خوان است خلق سوی سرایش که هستخاک شهیدان عشق کهگل دیوار تو
صفحهٔ ۱ از ۲