خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نه کمند بلاست بر دل عشاق توبهر چه نازی کند زلف تو بر ساق تو
۲
تو که به غلتاق تنگ چست در آمد تنتپرده دل را درید رشک بغلتاق تو
۳
بو که بیاید ز تو شستن نعل سمندپای بزرگان گرفت گریه عشاق تو
۴
گریه کنم تا مگر ز ابرو اشارت کنیلیک ز باران من غم نخورد طاق تو
صفحهٔ ۱ از ۲