خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جا که لب به خنده گشاید دهان توخونابه ایست از لب چون ناردان تو
۲
ای بس عنان که بر سر کوی تو شد ز دستکز راه جور باز نتابد عنان تو
۳
شد خانمان صبر همه غارت و خراباز ترکتاز غمزه نامهربان تو
۴
از خوی بد چه ظلم که بر ما نمی کنیآخر چه کرده ام من مسکین از آن تو
صفحهٔ ۱ از ۲