خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب منم فتاده به گرد سرای توتا روز آه و ناله کنم از برای تو
۲
روزی که ذره ذره شود استخوان منباشد هنوز در دل تنگم هوای تو
۳
هرگز شب وصال تو روزی نشد مراای وای بر کسی که بود مبتلای تو
۴
جان را روان برای تو خواهم نثار کرددستم نمی دهد که نهم سر به پای تو
صفحهٔ ۱ از ۲