خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوی وفا ز طره عنبرفشان توعشاق را نه جز ستم بیکران تو
۲
شب نیستی که می نکنم تا به وقت صبحافغان ز جور غمزه نامهربان تو
۳
برق از نفس گشایم و ژاله زنم ز اشکشاخ وفا دمد مگر از گلستان تو
۴
نادیده کس میان تو و تابدیده امگم گشته ام ز لاغری اندر میان تو
صفحهٔ ۱ از ۲