خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست آمد آن نگار که ما مست روی اودیوانگیست کار من از جستجوی او
۲
با خود برید چشم من از روی مردمیگر آرزو کنید که بینید روی او
۳
بر خاک کوی وی دل من دوش گم شده ستیک ره طلب کنید دل از خاک کوی او
۴
خواهید تا چو من نشوید از بلای هجردر من نگه کنید و ببینید سوی او
صفحهٔ ۱ از ۲