خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله دمد از خون شهیدان غم اوتا حشر در آیند به خوان علم او
۲
از جور و وفا و ستم هر که بپرسیدر عشق مساوی ست وجود و عدم او
۳
می زد رقم غالیه نقاش سیه کاربشکست ز رشک خط سبزت قلم او
۴
در پای خم امروز چو من صاف دلی نیستجز درد که پیوسته بود در قدم او
صفحهٔ ۱ از ۲