خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شدم چشم آشنا با روی توچشمه ها از من روان شد سوی تو
۲
بس که مویت در خیال من نشستدر خیالم کین منم با موی تو
۳
عاشق روی توام کز بس صفاروی توان دیدن اندر روی تو
۴
من کجا خسپم که از فریاد منشب نمی خسپد کسی در کوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲