خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شوتو، نافرمان بدخو را نمی گویم که اکنون شو
۲
چه حاجت نامه های درد ما را مهر و اکردنببین عنوان خون آلوده و بر حرف مضمون شو
۳
من امشب جان شیرین در سر و کار وفا کردمتو در دولت بمان جاوید هر روزی بر افزون شو
۴
بده سر جرعه و درکش ز جام شوق، ای زاهدپس آنگه پای کوبان پیش آن لبهای میگون شو
صفحهٔ ۱ از ۲