خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب ای باد، یکی جانب آن بستان شوسر آن زلف پریشان کن و مشک افشان شو
۲
من که زآن بوی شوم کشته و خواهی بروماز پی بوی دگر جانب آن بستان شو
۳
چون شدی، ای دل بدخو، که نمودت این راهکه بر آن سرکش خودکامه و بی سامان شو؟
۴
تشنه خون دل ماست دو چشم مستتهر دم، ای دیده من، ساقی آن مستان شو
صفحهٔ ۱ از ۳