خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شکل است این که می آید سمند ناز بر کردههزاران جان و دل آویزه بند کمر کرده
۲
گهی خواهم کشم دیده، گهی خواهم نکو دارمچو بینم سوی او انگشتها در دیده در کرده
۳
سر آن چشم گردم، دیده چون دزدیده سوی منچو سویش دیده ام، از ناز دیگر سو نظر کرده
۴
چه شرمش آید از تلخی که از شوخی و بدگوییکند با من حدیث تلخ رو سوی دگر کرده
صفحهٔ ۱ از ۲