شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه من خراب گشتم ز رخت به یک نظارهنظری ز تو عفاالله چه می است مستکاره
۲
به چسانت سیر بینم که هم از نخست دیدنشوم از خود و نیارم که ببینمت دوباره
۳
هوسم بود که دیده ز همه ستانم و پسبه هزار دیده شبها به رخت کنم نظاره
۴
چو روی به گشت میدان دل عاشقان بود گوکه ز لعل بادپایت جهد آتشین شراره
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth