خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به خشم از بر من رفته و تنها ماندهتو ز جان رفته و درد تو به هر جا مانده
۲
تا تو، ای دیده بینای من، اندر خاکینیست جز خاک درین دیده تنها مانده
۳
خرمی تو که از ناکسی ام واماندیوای بر من که من از چون تو کسی وامانده
۴
گله زین سوختگی با که کنم چون جز دلنیست سوزنده کسی بر من رسوا مانده
صفحهٔ ۱ از ۳