خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای از گل تو ما را در دیده خار ماندهوز نوک غمزه تو جانم فگار مانده
۲
تا نقش تو زمانه در پیرهن کشیدهدر کارگاه گردون مه نیم کار مانده
۳
تا بو که چون تو ماهی بینم به طالع خودهر شب به گریه چشمم اندر شمار مانده
۴
بس دل که هست هر دم از ناردان لعلتدر پرده قطره قطره همچون انار مانده
صفحهٔ ۱ از ۳