خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهر تو در دل من مانند جان نشستههمچون منت به هر سو صد ناتوان نشسته
۲
من با دو چشم گریان پیوسته در فراقتتو شادمان و خرم با دیگران نشسته
۳
گر خون چکد ز دیده زین غصه جای آنستتا کی توانت دیدن با این و آن نشسته
۴
یک شب به کلبه ما گر بگذری ببینیگرد فراق و محنت بر خان و مان نشسته
صفحهٔ ۱ از ۲