خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل، ار تو عاشقی، زین غم خلاص جان مخواهکار را سامان مجو و درد را درمان مخواه
۲
از بلا و فتنه ترسی، چشم در خوبان منهبیم چاوشان کنی، در یوزه از سلطان مخواه
۳
یار محمل راند، در ویرانه هجران بمیرنوح کشتی برد، ما را غوطه در طوفان مخواه
۴
دشمن کش دوست می خوانی، مرادت کی دهد؟نام قصاب ار خضر شد، چشمه حیوان مخواه
صفحهٔ ۱ از ۳