خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهریست معمور و در او از هر طرف مهپارهایمسکین دلم صدپاره و در دست هر مه پارهای
۲
اشکال هرکس را ببین کاندر میان آن همهدارد هوای کشتنم ناوکزنی خونخوارهای
۳
هرکس که با او میکند دعوی ز حسن و دلبریباید ز سروش قامتی، وز برگ گل رخسارهای
۴
زین سان که ماه عارضش شد آفتاب دیگرانهرگز به بخت ما نشد طالع چنین سیارهای
صفحهٔ ۱ از ۲