خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که چشم من به روی خویش روشن کردهایاندر آخوش خوش کزان رو خانه گلشن کردهای
۲
صد دل ویران است در هر تار پیراهن تراتو، چنین نازک، چه تار است اینکه بر تن کردهای؟
۳
تو همه تن مایه شادی و جانم پر ز غمجان من، وه اینچنین جایی چه مسکن کردهای؟
۴
جلوه کردی بر من از رخ تا روان شد خون ز چشمیارب آید پیش چشمت آنچه با من کردهای
صفحهٔ ۱ از ۲