خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینهام را از غم عالم تو بیغم کردهایاز غم خود تا مرا رسوای عالم کردهای
۲
فاشم، ای دیده، تو کردی، زانکه زین دل هرکجاخواستم گویم غمی، بنیاد ماتم کردهای
۳
وه که خلقی ز آه دودانگیز من بگریست خونای عفاک الله تو باری دیده را نم کردهای
۴
زین پریشانی، سرت گردم، خلاصم کن دمیای که کار من چو زلف خویش در هم کردهای
صفحهٔ ۱ از ۲