خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای باد، سلام دلم آنجا برسانیبوسی ز لبم بر کف آن پا برسانی
۲
یکبار رسانیش سلام همه عشاقصد بار از آن من تنها برسانی
۳
بسیار بگردیش ز ما گرد سر آنگاهصد سجده فرضش ز سر ما برسانی
۴
این پیرهن چاک به خون غرقه که دارمپنهان ببری از من و پیدا برسانی
صفحهٔ ۱ از ۲