خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانیدستور بود فتنه به ملک تو که رانی
۲
صد تیر جفا می گذرانی ز جگرهابازوت قوی باد که خوش می گذرانی
۳
چشمم که دوید از پی دیدار ندیدتاین است سزایش که به تیرش برانی
۴
سبزه که دمد از گل عشاق تو، ای ترکخنگ تو بود سوخته، هان تا بچرانی
صفحهٔ ۱ از ۲