شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نی کار کسی ست عشقبازیکو دل ننهد به جانگدازی
۲
عشقی که نه جان دهند در ویبازی باشد، نه عشقبازی
۳
می آیی و می چکد ز تو نازکز سر تا پای جمله نازی
۴
تن غرقه خونست، سجده بپذیرکاین جامه نمی شود نمازی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth