شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای برده دلم به دلستانیهم جان منی و هم جهانی
۲
جان می رودم برون و غم نیستغم زانست که در میان جانی
۳
دود از دل عاشقان برآردحسن تو ز آتش جوانی
۴
از سوز غم تو برنخیزمبا آنکه بر آتشم نشانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth