شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مردم دیده نکوییشاد آنکه درون چشم اویی
۲
من بی تو چگویمت که چونمبی من تو چگونه ای، نگویی
۳
سیب ار چه تراست، آب او راچاه زنخ تو برد گویی
۴
بر پسته لب تو تا نخندیداز پسته نرفت تنگ خویی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth