شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتریدلدادگان خویش را می کش که از جان خوشتری
۲
در هوشیاری مهوشی، سرمست و غلتان دلکشیچون مو کنی شانه کشی، طره پریشان خوشتری
۳
چوگانت سر جو از همه، سر برد گو از همهخوش می بری گو از همه، در لعب چوگان خوشتری
۴
با آنکه خوش باشد چمن با سرو و نسرین و سمنبسیار دیدم در تو من، بسیار از ایشان خوشتری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth