خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست به گل نمی زنی، زانکه نگار من توییبوی سمن نمی کشم، زانکه بهار من تویی
۲
روی زمین گر از صبا سیرگه شکوفه شدمن چه گره کنم از آن، لاله عذرا من تویی
۳
گر ز قرار می رود هوش من از تو، گو برومن به قرار خود خوشم، هوش و قرار من تویی
۴
گر چه سوار آسمان خانه به خانه می رودکی نگرم به سوی او، فتنه سوار من تویی
صفحهٔ ۱ از ۲