شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنیمی کنی دیوانه و دیوانه تر هم می کنی
۲
زلف تو از پر دلی صد قلب دلها را شکستبس که تو بر تو دلش در زیر هم خم می کنی
۳
بر درت جان می کنم، مزدم ز رویت یک نظرشاه خوبانی، چرا مزد گداکم می کنی؟
۴
خاست طوفانی هم از خاک شهیدان زآستانتوه چگونه خسپد آن خونها که هر دم می کنی؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth