شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نفسی که با نگاری گذرد به شادمانیمفروش لذتش را به حیات جاودانی
۲
ز طرب مباش خالی می و رود خواه وساقیکه غنیمت است و دولت دو سه روز زندگانی
۳
غم نیستی و هستی نخورد کسی که داندکه گذشت عمر و باقی نبود جهان فانی
۴
مکن، ای امام مسجد، من رند را ملامتچو به شهر می پرستان نرسیده ای، چه دانی؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth