خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنده ای کن شکرستان دهن بازگشایانگبین زان لب چون برگ سمن باز گشای
۲
نقل شاهانه تو پسته و عناب سزدمردمی کن، قدری گنج دهن بازگشای
۳
با بزرگان نرسد خرده سخن می گوییخرده گیری به میان نیست، سخن بازگشای
۴
جعد تو تنگ به کار دل ما پیچیده ستپنجه ای چند ز جعد چو شکن بازگشای
صفحهٔ ۱ از ۲