شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟کز پی کاهش من روز به روز افزونی
۲
پیش از این گر چه جفاهات بسی بود، ولینه چنین بود از این بیشتری کاکنونی
۳
جان همی خواستی از من که به افسون ببریجان من رفت و تو هم بر سر آن افسونی
۴
چند گویی که چه حال است دل تنگ تراآن چنان است که تو از دل من بیرونی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth